پادالگوها در مهندسی نرم افزار الگوهایی هستند که احتمال به وجود آمدنشان بصورت خود به خودی در یک محیط توسعه نرم افزار هست و باعث ایجاد مشکل و یا شکست در پروژه یا سازمان می شوند. به زبان ساده الگوهایی هستند که بد هستند.

یکی از این پادالگوها چکش طلایی است. این پادالگو هنگامی اتفاق می افتد که در یک سازمان یا محیط توسعه نرم افزار علاقه خاصی برای استفاده از یک راه حل خاص برای رفع تمامی مشکلات به وجود بیاید و از آن استفاده شود.
یک جمله معروف در مورد این پادالگو این است که:
اگر به یک بچه یک چکش بدهی، او همه چیز را میخ می بیند.
دلیل به وجود آمدن این پادالگو معمولا گرفتن نتیجه موفق از یک روش برای چندین بار یا تبحر در یک روش خاص می باشد که این ها فرد تصمیم گیر یا گروه را تحریک می کند که از یک روش برای رفع تمام مشکلات استفاده کند.
برای مثال ممکن است که مهندس نرم افزاری را ببینید که اعتقادداشته باشد معماری یک نرم افزار همان طراحی پایگاه داده است و برای همه نرم افزارهایی که توسعه می دهد از همین روش استفاده کند.
اما دلیلی که من به این پادالگو علاقه مندم این است که من وجود این پادالگو را در همه دور و برم می بینم. از سیاستمدارانی که که تنها روش مدیریت بحران را سرکوب می دانند تا خودم که درمان همه مریضی را با آب پرتقال می دانم! نکته جالب این است که ما خیلی علاقه داریم که چکش طلایمان را به دیگران قرض بدهیم و مثلا برای درمان بیماری شان بهشان پیشنهاد کنیم آب پرتقال بخورند.
مساله این است که انسان ذاتا علاقه مند به ساختن چکش طلا یا تیر نقره ای است که بتواند همه مشکلاتش را با آن حل کند ولی واقعیت این است که چنین چیزی وجود ندارد و بهتر است با کمی تفکر و افزایش دانش بجای یک چکش از طلا یک جعبه ابزار کامل برای رفع مشکلات داشته باشیم.




جالب بود.
حالا این چکشت رو به ما قرض میدی؟
توسط: از همدانشگاهیهای قدیم در اکتبر 6, 2009
در 9:41 ب.ظ
سلام. جالب بود… وسطش هم که زدی به دم و دستگاه آقایون
توسط: راه پیش رو در اکتبر 8, 2009
در 1:12 ب.ظ