نگاشته شده توسط: mahty | می 7, 2008

حكايت

يك بار يك مرده با بالون داشته سفر ميكرده كه به يك شهره ميرسه، چون مسيرشو گم كرده بوده از يك دوچرخه سوار ميپرسه: ببخشيد شما كجا هستيد، دوچرخه سواره ميگه: من رو دوچرخه ام. بالون سواره ميپرسه: نه، من كجا ام؟ دوچرخه سواره ميگه تو هم تو بالنتي. مرده ميگه: شما استاد دانشگاه نيستين؟ دوچرخه سواره جواب ميده: چرا! از كجا فهميدي؟ مرده ميگه: آخه حرفات درسته ولي به هيچ دردي نميخوره!!


پاسخ‌ها

  1. جوک مشابه این حکایت درباره بخش پشتیبانی فنی مایکروسافت هست (:


یک پاسخ بگذارید

Your response:

دسته‌ها